حس نوشت

وقتی که تنها هستم خواب غروب را میبینم

و از زیبایی آن زبانم بند می آید...در اتاقی که خورشید نیست نور هم نیست

و خورشیدی نیست زمانیکه تو با من نباشی ..تو با من

وقتی که تو نباشی دل من از هر پنجره ای میگشاید. ...دلی که تو آنرا برده ای

به درونم نور تاباندی..نوری که در کنار جاده ها آنرا یافتی ...

اینک زمان خداحافظی رسیده است...

هرجایی را که هرگز بودن در آنرابا تو تجربه نکردم....اینک تجربه میکنم

من با تو برروی کشتیهایی که بر فراز دریا حرکت میکند می آیم

دریاهایی که دیگر وجود ندارند...

و اینک زمان خداحافظی است

 .

.

.

وقتی که تو با من نیستی من خواب غروب را میبینم و گریه ام میگیرد

و البته میدانم که تو با من هستی ، با من

تو ..ماه من ..تو با من هستی

. ..تو خورشید من... تو با من هستی

 .

.

.

من با تو آنها را زنده میکنم

و با تو بر روی کشتیهایی در دریاها می آیم

دریاهای که دیگر وجود ندارند

با تو آنها را زنده میکنم

با تو می آیم

تو و من....

 -ترجمه-

/ 4 نظر / 8 بازدید
بیداد

ایول...چه موزیک متن قشنگی....خدا خیلی مواظبت بوده و می خواسته پیشش بمونی که 13 ساعت خوابیدی رفیق...همینطور پیش بری مطمئن باش خوابی که می خوای ببینی رو میبینی...بهت قول میدم...و هو الرحمن الرحیـــــم...:)))...اینجا امشب سرده ولی دم تو گرم کرد مارو.....راستی این آندره بوچلی عجب آدم با احساسیه...جالبه هر عکسی هم که داره یا هر کنسرت تصویری هم که ازش دیدم توش لبخند میزنه....کلی خوشم میاد از اون لبخندش...واقعیه...واقعیه واقعی.......قربون خرابانی خودم برم من!

بیداد

اتفاقا من تصویری این رو دارم...اما این صدای آندره بوچلی نیست...صدای یه خانومه فکر می کنم...ولی من با صدای بوچلی رو دارم....:) هردوش زیباست و گوش جان کردین :D

بیداد

آها....مثل اینکه تو این با خانومه مشترکا می خونه....چه نظری دادم من....:D[خجالت]

بهزاد

امیدوارم این دوازده روز هم خوب بخونی و جای خوبی قبول شی البته از من به شما نصیحت هر چند که خوندن خیلی مهمه اما مدیریت خود در جلسه خیلی مهم تره پس سعی کن بدون استرس بری سر جلسه و اونجا بر اسب امتحان سوار شوی