قطار می‌رود 
تو می‌روی 
تمام ایستگاه می‌رود 
و من چقدر ساده‌ام 
که سال‌های سال 
در انتظار تو 
کنار این قطار ِ رفته ایستاده‌ام 
و همچنان 
به نرده‌های ایستگاهِ رفته 
تکیه داده‌ام!

 

قیصر امین پور"

 

منتظر هیچ کس و هیچ صدا یا حتی دستی نباش ... راهت را برو ..

 


/ 1 نظر / 17 بازدید
آسمان آبی

من به آمار زمین مشکوکم، اگر این سطح پر از آدم هاست پس چرا این همه دلها تنهاست! چه کسی تنها نیست، همه از هم دورند همه در جمع ، ولی تنهایند من که در تردیدم... تو چطور؟ سهراب سپهری