مرا چون تا قیامت یار، این است... خراب و مست باشم کار ، این است

حس نوشت

دیشب با نجوای خدایامواظبم باش خوابم برد

13 ساعت خوابیدم :|

منتظر خوابی بودم ،اما هرچی منتظر شدم ندیدمش :(

 

Nidhi Chanani**

+حلاج شهرم که کسی نمیداند که زبانم چیست ؟ که دردم چیست ؟ که عشقم چیست ؟ که دینم چیست ؟ که زندگیم چیست ؟ که جنونم چیست ؟ که فغانم چیست ؟ که سکوتم چیست ؟
مجموعه آثار 13 / هبوط در کویر / ص209‬

+فقط 12 روز ،دیگه بیخیال شدم ،فوقش میرم سرکار و سال بعد ...

+گوش کنین خواننده مردی -Andrea Bocelli-ک میخونه یه نابینای با احساس ه


وقتی که تنها هستم خواب غروب را میبینم

و از زیبایی آن زبانم بند می آید...در اتاقی که خورشید نیست نور هم نیست

و خورشیدی نیست زمانیکه تو با من نباشی ..تو با من

وقتی که تو نباشی دل من از هر پنجره ای میگشاید. ...دلی که تو آنرا برده ای

به درونم نور تاباندی..نوری که در کنار جاده ها آنرا یافتی ...

اینک زمان خداحافظی رسیده است...

هرجایی را که هرگز بودن در آنرابا تو تجربه نکردم....اینک تجربه میکنم

من با تو برروی کشتیهایی که بر فراز دریا حرکت میکند می آیم

دریاهایی که دیگر وجود ندارند...

و اینک زمان خداحافظی است

 .

.

.

وقتی که تو با من نیستی من خواب غروب را میبینم و گریه ام میگیرد

و البته میدانم که تو با من هستی ، با من

تو ..ماه من ..تو با من هستی

. ..تو خورشید من... تو با من هستی

 .

.

.

من با تو آنها را زنده میکنم

و با تو بر روی کشتیهایی در دریاها می آیم

دریاهای که دیگر وجود ندارند

با تو آنها را زنده میکنم

با تو می آیم

تو و من....

 -ترجمه-

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٤
تگ ها :