مرا چون تا قیامت یار، این است... خراب و مست باشم کار ، این است

هوای تازه


مثه درخت بیدکی

تکیه مو دادم به کسی

شدم درختی تو کویر

تنها و خشک یک اسیر

.

.

تصمیم گرفته بودم چن وقت لااقل تا امتحان فوق نیام نت و کلا یکمم 

اعتیادی ک به این فضای مجازی و گشت زنی توش پیدا کردم و کم کنم خنثی

اما بیخیال شدم 

چون دلم گرفته و من اکثرا وقتی یه چی ذهنمو پر کنه باس بنویسم 

تا راحت شم :-(

اگ دوست داشتین این آهنگایی ک جز دوست داشتنی ترین آهنگامن 

گوش بدین 

فریدون فروغی -  فرهاد مهراد - بانو مرضیه  

آینه می‌گه: تو همونی که یه روز
می‌خواستی خورشیدو با دست بگیری،
ولی امروز شهر شب خونه‌ت شده،
داری بی‌صدا تو قلب‌ات می‌میری!

 

خسته ام شدیدا ،روحی ...از فکرای مختلف از آرزوهای دور و دراز 

و از صبر و نتظار الکی 

حتی کسی ک بیشتر لحظات زندگیم با اون بودم حرفامو انگاری درست نفهمه

من یه مشکل بزرگ دارم اونم اینه ک حرفامو کسی نفهمه :|

و من در ظاهر شادم :|

در یک کلام التماس دعا دارم ..فقط یادی از ما سر نمازتون کنین کافیه .ممنون

غم دل چه باز گویم که تو را ملال گیرد
کنم حدیث کو تاه که غم دراز دارم

 

+ منم آن اسیر از یاد رفته 

+کوه صبرم بر باد رفته 

+ غم دل ، غم اجتماعی ، غم سیاسی ....هه 

+ نذر کردم گر از این غم بدر آیم روزی 

تا دم میکده شادان و غزل خوان بروم 

  
نویسنده : ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٦
تگ ها : تلخ نوشت