مرا چون تا قیامت یار، این است... خراب و مست باشم کار ، این است

دل چه بود

یــ ــ ــا هـــــ ـو

 

در سینه ی هر سنگ دلی در تپش است 

چن روز پیش یه انیمیشن کوتاه میدیدم به اسم invention of love

پیشنهاد میکنم ببینید :-)

 

 و اگه اینترنت به نسبت سرعت مناسب دارین میتونین از اینجا

 

ببینینش،دانلود منیجرم ک داشته باشین ک دیگه میتونین دانلودش کنین

اینم عکس قسمت هایی از این انیمیشن

 

 

خب با اجازه یکم درباره خوده فیلم حرف بزنیم ;)

راستش ازش خوشم اومدچون حرف واسه گفتن داشت

از دل حرف میزنه و از عشق ،البته عشق زمینی 

دختر قصه ما ،یه دختر با احساس و روح لطیفه ک عاشق میشه و 

بعدشم خب ازدواج میکنه و با همسرش سفر میکنه ب سرزمینی

ک در ظاهر زیباست،همه چی بنظر خوب میرسه!

ایده آل-اما نه برای هر روحی؛روحیه ای-

آها راستی این دختر یه گل همیشه همراشه وبه گل میرسه 

ک من اسم گل رو گذاشتم گل عشق 

خلاصه کم کم دختر متوجه میشه همه چی تو دنیای اطرافش 

حتی پروانه های زیبا و دوست داشتنی هم واقعی نیسن

چه حسی داره تو اون دنیا بودن !!

همونطور ک میشه پیش بینی کرد یه روح با احساس نمیتونه تو دنیای

بی روح زندگی کنه !

البته اینجا موضوع دیگه ای هم هست به نام "روزمرگی " ،بنظر من البت

ببینینش حتما..

شریعتی میگه ::

"...زندگی روزمره و این قاتل هر انسان زنده ای است.

منجلابی است عزیزترین ارزش های خدایی انسان ، هر روز فرو می رود.

آدم در همان دور احمقانه زندگی ، زندگی روزمره، زندگی تکراری،

زندگی دوری، همان زندگی دوری ایکه بر همه زندگی ها، از آمیب ها

و میکروب ها گرفته تا جانوران و نباتات، حاکم است می افتد.

دوری کهدر آن، دائم بخورد، بخوابد، بلند شود،

کار کند برای اینکه بخورد، بخورد برای اینکه کار کند،

کار کندبرای فراغت، فراغت برای کار، تولید برای مصرف، مصرف برای تولید،

بطوری که هر کجایش را بگیری،همه دور است...!"

 

+یه پست طویل خنثی

+آقا حواستون باشه جان من حواستون باشه هیچ رقمه اسیر 

این ماشینیسم نشین ،همیشه در دل سرشار از عشق باشین 

نسبت به همه چی از طبیعت گرفته تا آدما ،آدمایی مثل مادر ،مثل پدر

مثل رفیق و...

امیدوارم زندگیتون زیبا باشه خیال باطل

+آها راستی سکه 900 تومن نیشخند

+فک کنم باز یه مدتی نتونم بیام نت :|

+چقد عراقی قشنگ میگه:

خوشتر از خلد برین آراستند ایوان دل
تا به شادی مجلس آراید درو سلطان دل

هم ز حسن خود پدید آرد بهشت آباد جان 
هم به روی خود برآراید نگارستان دل

در سرای دل چو سلطان حقیقت بار داد 
صف زدند ارواح عالم گرد شادروان دل

جسم چه بود؟ پرده‌ای پرنقش بر درگاه جان 
جان چه باشد؟ پرده‌داری بر در جانان دل

عقل هر دم نامه‌ای دیگر نویسد نزد جان 
تا بود فرمان نویسی در بر دیوان دل

مرغ همت برتر از فردوس اعلی زان پرد 
تا مگر یابد نسیم روضه‌ی رضوان دل

حسن بی‌پایان دل گرد جهان ظاهر شود 
هر که را چشمی بود باشد چو جان حیران دل

خضر جان گرد سرابستان دل گردد مدام 
تا خورد آب حیات از چشمه‌ی حیوان دل

سر بر آر از جیب وحدت، تا ببینی آشکار
صدره‌ی نه توی عالم کوته از دامان دل

ظاهر و باطن نگه کن، اول و آخر ببین 
تا تو را روشن شود کز چیست چار ارکان دل

طاق ایوانش خم ابروی جانان من است 
قبله‌ی جان من آمد زین قبل ایوان دل

تا به رنگ خود برآرد هر که یابد در جهان 
شعله‌ای هر دم برافروزد رخ تابان دل

چون نگار من به هر رنگی بر آید هر زمان
لاجرم هر دم دگرگون می‌شود الوان دل

خود دو عالم در محیط دل کم از یک شبنم است 
کی پدید آید نمی در بحر بی‌پایان دل؟

از بهشت و زینت او در جهان رنگی بود
کان بهشت آراستند، اعنی سرابستان دل

بر بساط دل سماط عیش گستردند، لیک 
در جهان صاحبدلی کو تا شود مهمان دل؟

حیف نبود در جهان خوانی چنین آراسته 
وانگهی ما بیخبر از حسن و از احسان دل؟

از ثنای دل عراقی عاجز آمد بهر آنک
هر کمالی کان بیندیشد بود نقصان 
 
 

جناب فخرالدین عراقی

 

یــــ ـا حقــ... 

 

 

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢
تگ ها : عشق