مرا چون تا قیامت یار، این است... خراب و مست باشم کار ، این است

امید

 

 

 

 

وقتی میرم تو فکر ،قیافه تابلو ام این شکلی میشه ناراحت و خودم نمیفهمم دارم داد میزنم 

ک در حال فکر کردن به موضوع بسیار غم داری هستم .

از وقتی که خبر نهال. س رو خوندم و همچنین وبلاگش خیلی تو فکرم .به محض این که

خبرش توی نت پخش شد هر گروهی و حزبی سعی کرد که یه جوری مرگ اونو  باز کنه

و علت یابی کنه که چرا ...

درحالی که خانواده عزادارش -برای آرامش خودشون -همه چیو تکذیب کردن 

وحقم دارن .علت یابی های سیاسی و عاطفی و شکافتن این موضوع که آیا واقعا

وحتما نهال بخاطر علاقش به بهنام خودکشی کرده یا نه (مصاحبه پدرش )  چه

سودی داره؟ نهالو زنده میکنه ؟!

و مورد ناراحت کننده دیگه اینکه آمار افسردگی و ناراحتی توی کشور در حال افزایش

به قولی  نگذاریم ایران سرزمین مرده ها شود :"روزهای سیاهی میسازیم.

حواسمان هست.افسردگی امار قابل توجهی دارد.

به افسردگی جامعه دامن می زنیم. عادت به عزاداری وتاسوعا عاشورا داریم.

ترک عادت موجب مرض است.

انجا که حکومت فشار نمی اورد خودمان اندوه سازی می کنیم.

بعد با حسرت از مردمان شاد سرزمینهای دیگر می گوییم.

سرزمینهای دیگری که مردمش مرده دوست و مرده پرست نیستند."

می دانی میخواستم چه بگویم 

میخواستم بگویم از اینکه این همه بی امیدیم حالم بهم میخورد،متنفرم

از اینکه این همه بی تفاوت باشم هم 

واینکه مدام به تاریکی لعنت بفرستم اما دریغ از...باشد

واینکه به جای ریشه یابی و فهم و درک قضایا دنبال پچ پچ های بیهوده وحرفهای 

بی سروته باشم هم ایضا 

می دانی شدید دلم میخواهدبرای این سرزمین مادری کاری بکنم 

برای ملتی که در آن اند و اینقدر غمگین و چهره ها کم کم دارد خاک گرفته می شود 

می دانی دلم می خواهد روزی برسد که همه از ته دلــــــــــ. بخندند و

صبح که پا میشی نبینی اِ باز یکیو سر مسائل سیاسی کشتن

اِ یکی پول مردمو خورد یه آبم روش

اِ گشنگی 

اِ فقر 

اِ تن فروشی

اِ اعتیاد 

اِ...... از این اِ ها زیاد هست ...

یا حق

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٠
تگ ها : تلخ نوشت