مرا چون تا قیامت یار، این است... خراب و مست باشم کار ، این است

7

 

 

نا به کارانی هستند آن سو
چیره دستانی در حرفه ی "کت بسته به مقتل بردن"
و دلیرانی دریا دل این سو
چرب دستانی در صنعت " زیبا مردن "
شب نهادانی از قعر قرون آمده اند
آری
که دل پر تپش نور اندیشان را 
وصله ی چکمه ی خود می خواهند ،
و چو بر خاک در افکندندت 
باور دارند
که سعادت با ایشان به جهان آمده است .
باشد ! باشد !
من هراس ام نیست ، 
چون سر انجام پر از نکبتِ هر تیره روانی را
که جنایت را چون مذهبِ حق موعظه فرماید می دانم چیست
خوب می دانم چیست.

                      (احمد شاملو - مجموعه مدایح بی صله)

 
>دختر سوری: "مرا بکش" <
دنیا عجب جایی شده ...
  
نویسنده : ; ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥
تگ ها :