مرا چون تا قیامت یار، این است... خراب و مست باشم کار ، این است

6

گفت که چون حسنک بیامد،خواجه بر پای خاست چون او این مکرمت بکرد،همه اگر خواستند یا نه برپای خاستند.بوسهل زوزنی بر خشم خود طاقت نداشت .برخاست نه تمام و بر خویشتن می ژکید.خواجه احمد اورا گفت:((در همه کارها نا تمامی)).

تاریخ بیهقی/ذکر بر دار کردن حسنک

 



 

 

عینک

 

  
نویسنده : ; ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥
تگ ها :