مرا چون تا قیامت یار، این است... خراب و مست باشم کار ، این است

5

سلام :-)

این کتاب پنج رساله افلاطون یه مطلبی داره به نام مهمانی یا ضیافت ،ضیافتی درباره عشق

خوشم اومد گفتم شما هم بخونید ،سقراط میگه ::

...اهل بصیرت جاودانی جان را به جاویدانی تن رجحان می دهند.

جان های آفریننده ،علم و هنر و قوانین خوب وفضیلت می آفرینند.جان جاویدان هومر و شاعران دیگر آثار آن هاست.کیست که نخواهد بدین گونه جاودانه بماند

سالک راه عشق که راه جاویدانی است نخست از عشق صورت شروع میکند واندام های زیبا را طالب است.آن گاه از عشق صورت های فردی می گذرد و به عشق صورت زیبا به طور کلی دل می بندد.از این مرحله نیز

که گذشت به زیبایی های جان دل می دهد و از آنجا به عشق اجتماعات و قوانین کلی و سیاست های عادلانه می رسد.تا به جایی می رسد که پی می برد زیبایی هر جا که باشد و به هر لباس که در آید یکی است و

بیش از یکی نیست.از آنجا به عشق معرفتها می رسدو چون در این راه سالک شد به معرفتی می رسد که زیبایی مطلق و همیشه و همه جا از هر نظر زیباست.

وقتی به مشاهده این زیبایی نائل آمد از آلودگی های جسم بری می شود و مشاهده جمال را با چشم جان می کند

این غایت منظور هر عاشق است و چون عاشق به این مرحله می رسد دوست خداوند می شود و جاویدانی می یابد...!

××هستند آدم‌هایی که در رویا به سر می‌برند، آدم‌هایی هم به واقعیت تن می‌دهند؛ هم‌چنین کسانی وجود دارند که ‌یکی را به دیگری بدل می‌کنند. / داگلاس اوِرِت

 

ناراحتآقا ما بی معرفت نیستیم

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۸