مرا چون تا قیامت یار، این است... خراب و مست باشم کار ، این است

4

سلام :-)

 پر سیمرغی به کارم نمیاد

قصه نگو

من خودم

خودم باید طلسم دیوو

                                 بشکنم.....

واقعا پر سیمرغی به کارم نمیاد ....

یه ترانه فریدون فروغی خونده -خدا رحمتش کنه-::

سقف خونم طلای ناب
زیر پاهام حصیر سرد
تو دست من سیب گلاب
اما دلم پره ز درد
مثل درخت بیدکی
تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر
تنها و خشک یک اسیر
اما یه روزگاری بود
پدر بزرگمون می گفت
بهشت همین دنیای ماست
عشق و صفاست
اما کجاست!!!
مثل درخت بیدکی
تکیه مو دادم به کسی
شدم درختی تو کویر
تنها و خشک یک اسیر
می خوام دیگه رها باشم
ساده و بی ریا باشم
زمینمو شخم بزنم
نه بد باشم نه خوب باشم

اگه نشنیدین حتما گوش کنین!

تا حالا شده از همه چی خسته بشین ،خسته

بگم روزگار بازی های جالبی داره یا شایدم بهتره بگم خدا برنامه های عجیبی

واسه بنده هاش جور میکنه ،بعضیاشو اصن نمیفهمی

بعد دلت میخواد یه راهیو تا تهش بری تا آخر اما به خودت که میای میبینی

انگار این راه ته نداره خسته میشی ،اینم یه حالتی از خستگیه

پ.ن.1

خدایا هوای بعضیا رو بیشتر از ما داشته باش ناراحت

پ.ن.2

من عاشق عکسم ،اونم عکسی که منو یاد چیزای خوب خوب بندازه

  
نویسنده : ; ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢
تگ ها :