مرا چون تا قیامت یار، این است... خراب و مست باشم کار ، این است

جوناتان

 

اگر از صدایی که در درونت می گوید: تو نمی توانی !

خسته شدی باید با جوناتان همراه شوی باید  از قورباغه کوچولوی کری که برج بلندی را فتح کرد یاد بگیری !

باید بتوانی حتی اگر دنیا به جای فرستادن طوفان و موج و سونامی بی تفاوت شد تو بی تفاوت نشو ی!

بروی تا ته ته ته ش! 

گوش کن !

صدایی می گوید از این بالاتر خطرناک است !

اما اگر بخواهی زندگی کنی یا خوب زندگی کنی باید بروی !

بلند شو هم اکنون وقت عبور از حرف های تکراریست ! 

...شگفتا ؛آنان که از ترس دشواری سفر؛کمال یافتن را خوار می شمارند ؛

به هیچ جا نمی رسند . اماآنانی که دشواری سفر را به امید کمال یافتن نادیده می انگارند ؛

در دمی به همه جا می رسند . جوناتان ؛

دریاد داشته باش که بهشت مکانی یا زمانی نیست زیرا که زمان و مکان بسیار بی

معنی اند . از متن کتاب - ص ۶٢

 

.. چرا این‌چنین است، چرا دشوارترین کار در جهان اینست که دیگری را بر آن داریم تا بپذیرد که آزاد است،

 و این که اگر تنها وقت اندکی را به تجربه کردن آن بگذراند،

 خود بر این آگاهی دست خواهد یافت؟

چرا واداشتن دیگری به پذیرفتن چنین حقیقتی باید این‌سان دشوار باشد؟

 

قسمت هایی از کتاب :جوناتان مرغ دریایی

نوشته : ریچاردباخ

ترجمه :هرمز ریاحی ،فرشته مولوی

پ.ن. گاهی برایی انرژی گرفتن دست به دامان جملات می شوی

شاید آرام شوی یا امیدوار

  
نویسنده : ; ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱۳
تگ ها :