مرا چون تا قیامت یار، این است... خراب و مست باشم کار ، این است

ای رستخیز ناگهان

 

به نام مهربانش ..هو الرحیم..

 

(1) : 

دنیای نشانه ها رو قبول دارم ...پس ممنونم خدا واسه نشانه هایی که واسم میفرستی

تا آرومم کنند ...آروم بگیرم و بتونم ادامه بدم ...

 

(2)

من شبایی که ماه لبخند میزنه  :

فقط و فقط یاده آلیس میوفتم 

و گربه چشایر ...همون گربه مرموز ...

Cheshire Cat: If I were looking for a white rabbit, I'd ask the Mad Hatter 
....Alice: The Mad Hatter? Oh, no no no
Cheshire Cat: Or, you could ask the March Hare, in that direction 
... Alice: Oh, thank you. I think I'll see him
Cheshire Cat: Of course, he's mad, too 
Alice: But I don't want to go among mad people 
Cheshire Cat: Oh, you can't help that. Most everyone's mad here 
[laughs maniacally; starts to disappear] 
Cheshire Cat: You may have noticed that I'm not all there myself

 

کلا خیال پردازی خوب است ... بقول چخوف :

"در آرامش و سکوت پاییزی ،وقتی مه یخ کرده و زننده ای از زمین بر روح سنگینی

می کند و مانند دیوار زندان جلوی آدم کشیده می شود و آزادی ناچیز و محدود آدمی را

به رخ می کشد،آه در این موقع چقدر تخیل درباره ی رودهای وسیع و تندرو...شیرین و

تسلی بخش است. "

وحتی باز هم توی همون آلیس در سرزمین عجایب جناب "لویس کارول" بود که : 

"

آلیس خندید و گفت: سعی کردن هیچ فایده ای نداره.کسی نمی تونه

ناممکن رو باور کنه.

ملکه گفت: معلوم میشه حسابی تمرین نکردی. من وقتی به سن تو بودم همیشه

روزیی نیم ساعت تمرین می کردم.بعضی و قت ها قبل از صبحانه، دست کم شش تا

چیز ناممکن رو باور می کردم."

تا حالا امتحان کردین ؟ (^_ ^)

 

(3) :

این روزا که میگذره ...بیشتر آهنگای داریوش اقبالی رو گوش میدم 

اما میخوام بهتون دو تا پیشنهاد بکنم که گوش بدید 

یکی از گروه Blackmore's Night که اگه دوست داشته باشین میتونین اینجا 

دربارشون بخونین ... واینم آهنگ برج عاج از این گروه 

 

 

و آهنگ دوس داشتنی من می زده شب  با صدای مرضیه 

ترانه سرا : بیژن ترقی 


 آهنگ ساز : پرویز یاحقی 

 

(4):

بعد از تو ... من همان...خاک خشک تشنه باران می شوم....

 

باقی بقایتان 

یاحق

 

  
نویسنده : خراباتی ; ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢۸
تگ ها :

چه در دل من...چه در سر تو ...من از تو رسیدم به باور تو

هو المحبوب

دکتر شریعتی توی کتاب کویرش از عین القضات نقل میکنه و من اینجا نقل مکرر ::

"هر چه‌ می نویسم پنداری دلم خوش نیست...

 و بیشتر آنچه‌ در این روزها نبشتم همه‌ آن است که‌ یقین ندانم که‌ نبشتنش بهتر از

نا نبشتنش .

 ای دوست نه‌ هر چه‌ درست و صواب بود روا بود که‌ بگویند...و نباید که‌ در بحری

افکنم خود را که‌ ساحلش بدید نبود.

چیزها نویسم( بی خود) که‌ چون (واخود) آیم بر آن پیشمان باشم و رنجور

ای دوست می تر سیم و جای ترس است از مکر سر نوشت

حقا... به‌ حرمت دوستی که‌ نمی دانم که‌ این که‌ می نویسم راه‌ سعادت است

که‌ می روم یا راه‌ شقاوت؟

کاشکی, یکبارگی نادان شدمی تا از خود خلاصی می یافتمی

چون در حرکت و سکون چیزی نویسم _ هم رنجور شوم از آن به‌ غایت

چون در معاملت راه‌ خدا چیزی نویسم هم رنجور شوم

چون احوال عاشقان نویسم نشاید

چون احوال عاقلان نویسم هم نشاید...."

 

نه من در حد اون بزرگانم که حالا نوشته هام خیلی مهم باشن اما گاهی

میخوای بنویسی تا راحت شی و افکارتو از توی فکرت بیاری رو صفحه اما نمیدونی که

چطور بنویسی که به بهترین نحو منظورتو برسونی و

خلاصه ...بگذریم...

من برگشتم ...جایی نرفته بودم ...نه ...فقط به تنهایی مطلق احتیاج داشتم ودارم

–گاهی- مث همه (!)

من مختصات تمام نقاط خودمو میدونم ،آدم بدون پیچیدگی که معادله اش سخت نمیشه

نمیخوام مث اون آدمی باشم که فک میکنه خدا یه جایی اون دوراست و ره توشه

ور میداره و میره سمت قاف

یا حتی کسی که از توی ته آسمونا دنبال خدا میگرد و گردنشو تا میتونه میگیره

سمت بالا که ینی خدا بالاست

نه قاف من باید درونم باشه ....نزدیک ... فقط دسترسی بهش برای من لااقل نیاز به

چله نشینی داره !!

خیلی به دنیا فکر کردم به این که بهش میگن :زندگی، LIFE, Vida, Vie, Leben, 人生, ،

هر اسم دیگه ای هم میتونه داشته باشه اما همش همینه خودمون اسم انتخاب کردیم

،خودمون سختش کردیم

وبخاطرش خیلی چیزها رو فدا کردیم

اما کویر چطور است :

"کویر نفی آبادی هاست برای آنکه دل به آب و آبادی زندگیش بسته،

کویر یک نوع دلزدگی است .

صدمه ای است برای سعادت و لذت و آرامش و از دست دادن خوش بینی !

خوش بینی آنکه زیر سایه درختی لمیده و آخور آباد کرده و پهلو از خوشبختی برآورده

و از خودش خوشش می آید و از این همه نعمت شاکر است.."

 

+دوم

اون اوایل فک کنم مال 10 سال پیش بود ،اون موقع که علیرضا افتخاری خیلی

کارای قشنگی میخوند با آهنگسازا وشاعرای بنام ،من کاراشو خیلی دوست داشتم

ودارم .مث آلبوم نیلوفرانه ،یاد استاد ،صدایم کن و....!

یه آهنگ مناسب حال خودم اینجا میذارم دوس داشتین گوش کنین البته با دو ورژن داریوش و افتخاری::

1.صدایم کن افتخاری –آلبوم صدایم کن

آهنگساز: عباس خوشدل

ترانه‌سرا: سهیل محمودی

2.صدایم کن داریوش اقبالی – آلبوم جنگل

ترانه سرا : ایرج جنتی عطایی

 

×قالب وبلاگمو هر وقت شد از این حالت غمبار در می آورم

 ×× می خوام از این ببعد ینی هر وقت شرو کردم اینجا بنویسم 

خوب بنویسم ;;)

 ***ممنون از همراهیتون 

در پناه حق

 

 

  
نویسنده : خراباتی ; ساعت ٢:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱۳
تگ ها :