مرا چون تا قیامت یار، این است... خراب و مست باشم کار ، این است

قلم!

آقای ابراهیم حامدی (:دی ) یه ترانه خوندن قدیماا ...شاید 

شنیده باشین شایدم نه ...میگه :

 

 

تــو کــه دستـت به نــوشتـن آشنـاست
دلـــت از جنــس دل خـستــه مـــاســت
دل دریا رو نوشتی همه دنیا رو نوشتی
دل مــا رو بنــویس

بنـویس هـر چه که مــا رو به سـر اومـــد
بـد قــصه هـا گــــذشــت وبــدتـــر اومـــد
بــگو از مــا کــه بــــه زنـدگی دچـــاریــم
لحظه هــا رو میـکشیـم نمـی شمـاریم
بنــویس از مــا کــــــــه در حــال فـــراریم
تــوی ایـــن پائـیـز بـــــــــد فــکـر بهاریــم

دست من خسته شـد از بس که نوشتـم

پــای مــن آبــلـه زد بـــــس کــه دویــدم
تـــو اگـر رسیــده ای مـــا رو خبــــــر کن
چرا اونــــجــا کـه تــوئی مــن نــرسیـدم
تـو کـه از شکـــنـجه زار شـب گذشتــی
از غبــار بـــی ســوار شــــب گذشتـــی
تو که عشقــو بـا نـــــگــاه تـــازه دیـــدی
بـادبــان بــه سیــنــه دریــا کشـــــیـــدی

بنـویـس از مـا کـه عشـقـو نشنـاختــیم

حــرف خـالی زدیــم و قــــافیــه باخـتـیم
بگـو از مــا کــه تــو خونــمــــون غریبــیم
لحـــظه لحـــظه در فـــرار و در فــریـــبـیم

بــگو از مــا کــــه بـــــه زنـدگـی دچاریــم
لحظــه هـا رو میـکشــیم نـمی شماریم

دل دریا رو نوشتی همه دنیا رونوشتی

دل مــا رو بنــویس

 

اینم  لینکش ک گوش بدین !

 

اونایی ک میتونن خوب بنویسن تعهد ناخودآگاه دارن 

به نوشتن و نوشتن و خونده شدن !

+ برتولت برشت میگفت :

امروز نویسنده ای که بخواهد با دروغ و نادانی مبارزه کند و حقیقت را بنویسد

باید دست کم با پنج مشکل در افتد. برای چنین نویسنده ای

شجاعت گفتن حقیقت لازم است

در حالی که حقیقت را همه جا خفه می کنند!

هوشیاری بازشناختن حقیقت لازم است

در حالی که همه جا آن را پنهان می دارند!

این حقیقت لازم است که از حقیقت سلاحی ساخته شود!

نیروی تشخیص دادن و انتخاب کردن کسانی لازم است ،

که حقیقت در دست آنان موثر و کاری واقع شود

و سرانجام بسیاری تدبیر لازم است تا حقیقت میان چنین مردمی گسترش یابد.!

 

+خلآصه ای کسانی ک خوب مینویسید ، قلمتون روان و جاویدان باآد  :)

گاهی کسایی مث من میبینن ک دیگ حرفی ندارن واسه گفتن 

 و قلمشم ندارن، پیش خودشون میگن خب لابد الان

 وقت عمل کردن به دونسته هاست !

بایستی مدد خواست وبلند شد و ایستاد،

مردانه (علی وار  به قول دکتر) !

 

یا حق

 

+


  
نویسنده : خراباتی ; ساعت ٤:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۳۱
تگ ها :

Across Two Worlds

یادتونه Mary & Max

 

چقد دوستش داشتم :)

Max Jerry Horovitz: [to Mary] Dr. Bernard Hazelhof said if I was on a desert island, then I would have to get used to my own company - just me and the coconuts. He said I would have to accept myself, my warts and all, and that we don't get to choose our warts. They are part of us and we have to live with them. We can, however, choose our friends, and I am glad I have chosen you

آهنگاشو پیدا کردم 

اینجا و اینجا    :)

 

+ممنونم محبوب جان  ،دلم میخواد از خیلی چیا بنویسم اما قدرت قلمم نیس :)

  
نویسنده : خراباتی ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٩
تگ ها :

!

 

چه سرنوشـت غم‌انگیزی ، که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفــس می‌بافـت ولی به فکر پریدن بود 

                                                         ح.منزوی 

##

  
نویسنده : خراباتی ; ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٤
تگ ها :

برای آنان ک محبت کردن را خوب میدانند حتی مجازی

 

تو ای رفیق موافق 

 

 

دنبال یه آهنگم ک متوجه بشین 

به قول رفیق بیداد عزیز ::

Loading...

#

  
نویسنده : خراباتی ; ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٩
تگ ها :

چون شیر به دریا و نهنگ اندر کوه

من تو را ماه گرفتم هله خورشید تویی

 در خسوفی گر از این برج و بدن بگریزی

 

تو ز دیوی نرهی گر ز سلیمان برمی

وز غریبی نرهی چون ز وطن بگریزی

 

  
نویسنده : خراباتی ; ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٠
تگ ها :

;ha ldlvnl

الان حس Rango رو دارم اون صحنه ک سعی داشت خودشو تو خیابون ول بده 

اگ حوصلم میشد میرفتم اون تیکه از انیمیشنشو کات میکردم و بعدم آپ لود تا حسمو بهتر منتقل کنم 

:|

آهنگش اما این بود :

http://www.youtube.com/watch?v=jqgA4p9Q_Vs

 

 

 

  
نویسنده : خراباتی ; ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٠
تگ ها :

 

اصن نمدونم چرا انقد رو حشرات حساسم 

حتی مورچه وقتی خدایی نکرده حواسم نباشه و لهشون کنم 

کلیآ اعصابم بهم بریزه 

خدا نکنه یه مورچه مرده بچسبه ب بدنم ،خودم ک نمیتونم باس یکی دیگ ازم جداش کنه 

کلن آنتیکم :) 

امشب دوباره اتفاق افتاد و من همه رو با جیغ بنفشم ترسوندم 

یه مورچه بالدارو نصف کرده بودم ناخود آگاه :|

 

  
نویسنده : خراباتی ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٥
تگ ها :